توجهي به روش مطالعهٴ تجربي مبذول كرده؛ هر چند سعي او به جايي نرسيد، موردي بود از جمله موارد رشد و فشار نيمهآگاهانهٴ بينش تجربي.
پدرو رسالهٴ كاملي دربارهٴ روانشناسي نوشت، به نام كتاب نفس1، كه نميشد آن را فقط شرح كتابالنفس، و
حاس و محسوس ارسطو به شمار آورد، بلكه منظوري عاليتر داشت. اين كتاب در سيزده جزء است، كه جزء آخر در هشت فصل تاريخ جالبي از سير تحولي افكار روانشناسي در ميان يونانيان و مسلمانان را به دست ميدهد. به جنبههاي روانشناسي و طبي توجه زيادي معطوف شده است.
با توجه به اين كه پدور بعدها، تمايلات مخالف، يعني اوگوستيني، نشان داد، تمايلات ارسطويي اين كتاب بسيار جالب است. در دوران كوتاه پاپي او بود كه استفان تامپيه، اسقف پاريس، فرمان داد خطاهاي ابنرشد و توما آنطور كه در آن زمان تصور ميشد مورد بررسي و سانسور قرار گيرد (1277).
بالاخره پدرو شرح مفصلي نوشت بر اصنافالحيوان ارسطو ترجمهٴ مايكل اسكات. احتمالاً اين نخستين شرح براساس ترجمهٴ اسكات بود، ولي فوراً تحتالشعاع شرح كاملتر و بهتر آلبرت كبير قرار گرفت. اين شرح بيشتر فلسفي بود تا جانورشناسي، و به شيوهٴ جدلي اصحاب مدرسه تأليف شده بود، شامل بحثهاي فلسفي مفصل.
دربارهٴ آلفونسوي دهم ملقب به فرزانه ¿ فصل مترجمان.
ريموندو مارتين2
دومينيكي و عالم كاتالونيايي. در سوبيراتس كاتالونيا زاده شد، در 1236 به سلك فرانسيسيان درآمد، و در 1286، پنجاه سالگي عضويت خود را جشن گرفت. در فرماني كه در 1250، در طليطله، به نام او صادر شده، مأموريت يافته تا در مدارس دومينيكي كه براي آموزش زبانهاي شرقي تأسيس شده به تحصيل اين زبانها مشغول شود. وي معلومات عميقي دربارهٴ زبان عربي و زبان عبري كسب كرد. بعداً، براي تبليغ ديني به تونس فرستاده شد.
در 1264، هيماي فاتح او را همراه با ريموندو پنيافورتي، اسقف بارسلون، و دوتن دومينيكي ديگر به نام آرنولد سرقسطي و پيتروي جنوايي مأمور بررسي و سانسور آثار عبري، بهويژه
تلمود كرد؛ كه اين نخستين مورد سانسور تلمود توسط دومينيكيان در اسپانيا بود. آنان گزارش دادند كه دستكم قسمتي از
تلمود از نظر مسيحيت قابل قبول است ، و از اين رو لازم نيست تلمود را تماماً بسوزانند.